خورشاه بن قباد الحسينى
135
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
ضميرش قرار گرفت در شهور سنهء اثنى و اربعين و تسعمايه [ 942 ] به اختيار دست از دار السلطنت هرات و حصار با استوار آنجا « 1 » باز داشته مركز دولت را وداع فرمود و صوفيان خليفه را كه هم از طايفهء شاملو بود به ايالت و حكومت آن شهر نصب نمود و خود با قريب سه چهار هزار سوار جرّار در ملازمت شاهزادهء كامكار ، سام ميرزا به طرف قندهار روان شد . بعد از طىّ منازل و مراحل « 2 » چون به نواحى قندهار رسيدند ، خواجه كلان كه از جانب ميرزا كامران حاكم قندهار بود بر داعيهء عزيمت آغزيوار خان آگاهى يافته در استحكام برج و باروى حصار قندهار سعى بليغ به ظهور رسانيد و در روز مسرعان به جانب لاهور نزد ميرزا كامران فرستاده او را از وقوع آن واقعه خبر داد و آغزيوار خان چون با لشكر جرّار بر ظاهر قندهار نزول نمود ، كمند تدبير بر كنگرهء تسخير حصار مذكور افكنده ولايات را متصرّف شد و دست به هر گونه بىحفاظى برآورد و چون چند گاهى بر اين منوال در آن ديار اوقات گذرانيد ، آوازهء توجّه ميرزا كامران با لشكر فراوان به طرف قندهار شايع گشت . آغزيوار بعد از استماع اين خبر دست از محاصره كشيده اردوى خود را در دو سه فرسخى قندهار كه به جانب خراسان بود فرود آورده ميدان وسيع هموار از براى محاربه و كارزار اختيار نمود و متشمّر جنگ و پيكار گرديد . آغزيوار جوان « 3 » شجاع [ و ] دلير بود ، در بسالت و شجاعت عديل و نظير نداشت و با گروه اندك خود را بر لشكر بسيار مىزد و در خراسان با جنود اوزبكان مصافها داده بود « 4 » و كارهاى نمايان كرده ، امّا بسيار بىاعتدال بود . در معارك ، شرايط حزم و احتياط را مرعى نمىداشت و از حفظ نفس خويش به غايت غافل و ذاهل بود . در اين وقت با آنكه لشكر جغتاى اضعافا مضاعفة بر سپاه او زياده بودند تجويز محاربه و مقابله با ايشان نمود و چون التقاى فريقين دست به هم داد و نيران قتال به اشتعال درآمد ، آغزيوار خان چون « 5 » با ولى نعمت عزم مخالفت نموده [ بى ] « 6 » استصواب نوّاب اعلى خراسان را گذاشته به قندهار آمده بود ، با وجود شجاعت و دليرى كارى [ 104 ] از پيش نتوانست برد و در
--> ( 1 ) . ت : از آنجا . ( 2 ) . ت : مراحل و منازل . ( 3 ) . ب : چون . ( 4 ) . ت : كرده بود . ( 5 ) . ت : كه . ( 6 ) . ب : ندارد .